ولي از اين نظر با پرستش مسيحيان فرق دارد كه از پايه و بن، عوامانه و كفرآميز، و براساس سنّتهاي ديني، مشكوك و غيرقابل وثوق است؛ سازماندهي آن، اگر بتوان چنين واژهاي را بهكار برد، بيشتر مرهون فرقههاي متصوفه و درويشان است.
8. آثار متبرك. چشمگيرترين جنبهٴ پرستش قديسان تكريم بقاياي آنان بود. اين جنبه از عبادت، مانند خود عبادت در قرون اوليهٴ ميلادي با توجه به شهداي دين پديد آمده بود.1 اين نظريه كه توفيق الهي و عنايت آسماني را ميتوان از طريق آثار متبرك شهدا و قديسان بهدست آورد، خيلي زود رشد كرد و بهصورت يكي از آموزههاي كاتوليك درآمد (كه مورد تأييد شوراي ترنت قرار گرفت). براي توزيع آن عنايت الهي و بهرهگيري مردمان بيشتري از آن، جسد قديسان به قطعات كوچك تقسيم ميشد.2 از اين گذشته، خواص مشابهي به اشياي متبرك نسبت داده شد.3 (اشيايي كه مورد استفادهٴ اوليا قرار ميگرفت) حتي به اشيايي كه بهصورت يادبود كنار آن اشيا قرار گرفته بودند (پارچهها، مدالها، تسبيحها، شالها و غيره).
آثار متبرك براي گذاشتن در محرابها4 و قسم خوردن دو طرف دعوا در مرافعات5 لازم بود.
بهعلاوه، اعتقاد به قدرت معجزهآساي آن در روح بسياري افراد خوب يا بد طمع سيريناپذيري نسبت به آنها پديد ميآورد. گرچه خريد و فروش آثار متبرك ممنوع بود، همه نوع معاملات از معصومانهترين تا گناهآلودهترينش در انتقال آنها از مالكي به مالك ديگر انجام ميگرفت.
كلاهبرداران آثار متبرك دروغين ميساختند و ميفروختند؛ افراد ديگري كه الزاماً آدمهاي بدي نبودند، گاه چنان مشتاق بهدست آوردن اشياي متبرك ميشدند كه دست به دزديدنشان ميزدند يا براي بهدست آوردنشان مرتكب جنايات ديگري ميشدند. ميان كليسا و صومعهها براي بهدست آوردن اشياي متبرك رقابت شديدي درگرفت كه از حد نيازشان براي عبادت خيلي فراتر رفت. فرقههاي رهباني، كه شعباتشان در سراسر اروپا گسترده شده بود، امكانات خاصي براي گردآوري آثار متبرك از همهجا داشتند و برخي از روٴساي صومعهها با شور خاص مجموعهداران عمل ميكردند. آنان ميخواستند ((اين يا آن مجموعه را كامل كنند)) يا آثار متبركي براي تمام